بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
623
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
اجزاى تركيب آن بگيرند زنجبيل يك جزو راوند چينى دو جزو جوز ماثل سه جزو جمله را دق و حل نرم كرده با دو برابر آن عسل معجون كنند و نگاه دارند و هرگاه خواهند به كار دارند و قوت آن تا عمر طبيعى باقى بود معجون فرقانى هم از محترعات حضرت است و جهت نسبت و بفرقان آنست كه اجزاى بر سبيل تيمن و تبرك بعده و سوره كلام اللّه تعالى تاليف يافته و اللّه اعلم اجزاى تركيب آن بگيرند اصل سوسن اكليل الملك انيسون مرزنگوش بابونج حلتيت جعده دينارويه جاوشير فلوسوك نيم سوخته رازيانج سداب عود سنبل زرشك خشك تخم بنك ارزيزكى مارجه نانخواه زهرهء خروس جفت بلوطه لسان الثور پوست ترنج عود بلسان صبر سعتر اشنه تخم كاهو فودنج نهرى زبد الحى زعفران پوست سنگ پشت محرق پرسياوشان صمغ عربى بزر خروع عظيم قحف كتيرا مر و تخم زيره از هر يكى دو درم ورق ذهب ورق قضه بسد حجر يشب عقيق مس كشته سرب كشته سيماب كشته و فيروزه ياقوت ريزه لعل ريزه كهرباى فادزهر حيوانى فادزهر معدنى مرواريد ريزه حجر ارمنى لاجورد حجر البقر از هر يكى دو درم و نيم ايرسا بيخ بنفشه پنير مايهء خرگوش درونج عقربى زراوند طويل مرمكى دارچينى زرنباد زراوند مدمرج عاقرقرحا زردچوبه سنبل حب الفار عنبر اشهب فلفله قرنفل جوز مقشر مومياى هليله از هر يكى سه درم جندبيدستر اسطوخودوس سرطان نهرى محرق افتيمون بادرنجبويه زنجبيل سنا صندل سفيد كاشرا مشك سفيد ابريسم محرق قشر اصل كبر جنطيانا دار فلفل لعق ماردار فادانيا فراسيون يعنى تخم صحراى مصطگى گشنيز خشك بهنگرا آملج حرف از هر يكى سه درم و نيم جوزبوا ده عدد انجير خشك ده عدد جدوار ده پنج دماغ دودله خراطين خشك چهار درم غاريقون پنج درم ذراريح خشك عدس مقشر از هر يكى مثقال ريوند چينى ده درم خبث الحديد بدر عرق مشك بيد سكنجبين عنصلى از هر يكى بيست درم تاتوره و عرق خمر از هر يكى صد مثقال دو برابر جمله احجار را بدستور صلايه كنند به عرق بيد نگاهدارند و ذراريح را دست و پاى افگنده با عدس و تخم خروع بكوبند نيكو و زعفران و سنبل و پلپل و دارچينى و فراسيون از هر يكى سدس و ذراريح تا يك مثقال باشد سائيده